مرتضى راوندى

203

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

خالص بدون عيار تا پول قلب ، سكه مىزدند . به همين جهت ، بهاى زر و سيم مسكوك تفاوت داشت . بطور كلى ، ارزش قران را معادل يك فرانك و قيمت تومان را معادل ده فرانك يا نه شلينگ به حساب آورده‌اند . ابزار كار چكش و كوره و سندان بود . پول بسيار كم بود . به علت كمبود نسبى طلا ، تومان طلا در بازار ، به قيمت 12 تا 13 قران به فروش مىرسيد . نرخ منفعت پول بسيار بالا بود . نرخ عادى سود پول ، كه 12 درصد بود ، به پنجاه و شصت درصد بالا رفت . علت فساد دستگاه ضرابخانه ، سودجويى ديوانيان بود . نويسندهء انگليسى ، آرنولد ، مىنويسد : بيشتر پول كم ارزش ، ساخت ضرابخانهء پايتخت است . علتش اين است كه مدير ضرابخانه ، كه فى المثل سالى يكهزار تومان مواجب دارد ، براى حفظ شغل خويش ، بايستى سالى 20 هزار تومان پيشكش بدهد . » « 1 » سپهسالار در سال 1289 ، شروع به ايجاد ضرابخانهء جديد كرد و ، در سال 1292 ، پول جديد به سكه رسيد ، و با وجود كارشكنى اشخاص ذينفع ، بكمك كارشناسان اتريشى ، اين كار سامان پذيرفت . « دورهء سپهسالار را مىتوان مرحلهء تحول اقتصادى تازه‌اى شناخت . رشد سرمايه‌دارى خصوصى ، رواج نسبى ماشين بخار ، ايجاد كمپانى تجارتى ، به كار انداختن سرمايهء داخلى در فعاليت توليدى - نمودار آن تحول عمومى است . توجه به سرمايه‌گذارى خارجى ، جنبهء ديگرى از اقتصاديات اين دوره مىباشد . نتيجه‌اى كه از تحليل اقتصاديات آن زمان مىگيريم ، اين است كه در دورهء صدارت ميرزا حسين خان ، نقشهء اقتصادى جهتى مشخص داشت و پيشرفتى منظم كرد . وجههء نظرش اقتصاد صنعتى بود . فعاليت اقتصادى دولتى و اقتصاد ارشادى را در به كار انداختن سرمايهء داخلى توأم ساخت . پس از صدارت ، مسير ترقى اقتصادى كند شد . نوسانهايى در جهات تضاد روى داد . گرچه طرحهاى خوب ريخته شد ، كمتر كارى به انجام رسيد . فقدان رهبرى متشكل و نبودن هماهنگى در دستگاه دولت ، در اقتصاديات كشور بيشتر از ساير شؤون اجتماع ، تأثير بد كرد . و اين خود ، از عوارض نظام سياسى غلطى بود كه بنيادش بر تقسيم امور دولت ميان سپهسالار و مستوفى الممالك نهاده شده بود . تصادم ميان آن‌دو ، بيش از همه‌جا ، در كار اصلاح ماليه و وضع ماليات جديد بسبك اروپايى و مأموريت مستشاران خارجى كه ميرزا حسين خان به ايران آورد به چشم مىخورد . اما فعاليت فردى اقتصادى همچنان پيشرفت كرد . » « 2 » در اين دوره ، در محافل مترقى ، غالبا سخن از تأسيس بانك ، اصلاح وضع ماليهء كشور ، سرمايه‌گذارى در راه صنعت جديد ، اصلاح راهها و ايجاد راه‌آهن ، طرح برپا كردن بانك دولتى و سرمايه‌گذارى خارجى بميان مىآمد . طرح برپا كردن بانك دولتى به سرمايهء ده كرور تومان ، در صدارت سپهسالار ريخته شد ، و گفتگوهايى در اين زمينه ، بين صاحبنظران درگرفت . براى مردم ، كلمهء بانك تازگى داشت . حتى رجال دولت ، از درك مفهوم اقتصادى بانك ، عاجز بودند . ملكم براى روشن شدن ذهن رجال دولت ، چندين جلسه داد سخن داد ، و به زبانى ساده ، مفهوم بانك و آثار اقتصادى آن را توصيف كرد ؛ از جمله گفت : بانك بطور خلاصه ، عبارت است از دكان صرافى ، و همانطور كه تاجر آهن و تاجر پنبه وجود دارد ، كسانى هم تاجر پول

--> ( 1 ) . همان . ص 314 . ( 2 ) . همان . 299 .